تسلیت
ماه دل افروز
زان بدر هلالی شده در روز بگویم
از روی مه وخاکستری بر بر ماه نشسته
از مطبخ خولی زآن شب و روز بگویم
از ماه بنی هاشمیان شیر دلاور
سقای وفادار در این روز بگویم
از دست علمدار قربانی شده یار
از درس وفا حاصل این روز بگویم
از حرمله وآن تیر بس جانسوز چه گویم
از حنجر طفل شاهد این روز بگویم
از شهد شهادت بکام سیزده ساله
یا اینکه وداعی بس پر سوز بگویم
از خار مغیلان و ازطفلان یتیمی
آواره به صحرا در این دوز بگویم
یا فاطمه بنگر به قحطی آب فراتت
گویی زچه از تشنه لب این روز بگویم
بی یاد حسینت مبادا آب بنوشم
خشکیده لبی تشنه در این روز بگویم
از سم سطوران وعریان جسم عزیزان
از خنجر وشمشیردر این روز بگویم
از شام غریبان ومجلس شام مپرسی
دیگر نتوانم که از این روز بگویم
از چوب جفا وآن لبی خشکیده چه گویم
از تشت طلا وآن زمان جانسوز بگویم
از دشت بلا وآن اسیری ودربه دری ها
حقا نتوانم که غم جانسوز بگویم
از صبروتحمل ززینب وعشق حسینی
لالم چه توانم که از این روز بگویم
عشق من
منتظر هستم کنی بر من عنایت
یا ابا صالح تو که جان جهانی
رحمتی بی انتها بر ما نمایی
یا اباصالح نگر بر این گدایت
گشته ام عاشق عشق من کربلایت
یا اباصالح نظر برحال ماکن
مرحمت فرما نسیبم کربلا کن
یا ابا صالح بخوانم این دعا را
تا که گیرم من برات کربلا را
یار من
ای یار من دلدار من غمخوار من
دیدار تو بیمار تو دنبال تو
آمال من آرام من این کارمن
دانم بدم در دام بد افتاده ام
آیا شود گیری تو این دستار من
گویم به صد افغان وآه ای مهربان
در نیمه شب با آن همه اصرار من
من مذنبم از مذنبی برگشته ام
غافل نئی یک لحظه ای از کار من
من توبه ام صد بار هم بشکسته ام
تو آگهی برجمله این اسرار من
خود گفته ای گر مذنبی سویم بیا
بربنده ام بخشنده ام دلدار من
خواهی که دل در هر سرا تسکین دهی
گویی به لب در روز وشب اذکار من
حقا دلم از عشق تو پر می زند
این ما سوا باشد همه آزار من
گوید جلالی از جمالت یا جلال
باشد همه یک گوشه از افکار من
درد هجران
شود ما را زاین غمها رهایی
زاین دیوان صورتگر نماها
شود آزاد آزادم نمایی
بسی مکرست وحیلت در زمانه
نشاید حق زناحق را جدایی
به هر کس می رسم گوید اناالحق
اناالحق هاشنو حقا کجایی
دو بیتی
قلم برای نوشتن امانش نمی دهد
عجب زمانه زمان غریبی است که او
ترحمی به ضعیفان رضایش نمی دهد
نشستم با خود وفریاد کردم
بسی احسان که بر شیاد کردم
فقط کفران نعمت کار من بود
کدامین لطف حق را یاد کردم
خدایا جرم من دانم جلیه
دلم لبریز از حب علیه
اگر باشد گناهی غیراین هم
چه غم دارم که مولایم علیه
خداوندا دلم دیونه گشته
مثالی کلبه ای ویرونه گشته
به هر کس من وفا کردم جوابش
جفا دیدم جواب اینگونه گشته
دلی دارم سراسر غرق خونه
زنامردی نامردان فغونه
به هر کس شرح دل رامن بگویم
زاین نامردمی نایی نمونه
خدایا مشکلم را گرگشایی
به من منت گذاری چون که شاهی
نجاتم گر دهی از دست ظالم
بخوانم صد نمازی در عشایی
خداوندا قسم بر ذات پاکت
نجاتم می ده از دارفلاکت
زاین حلمت بسا من در شگفتم
گنهکاری چومن غرقم در نزاکت
من که به لب ذکرو ثنا می کنم
هر نظری خدا خدامی کنم
من که به خلوتم گناه می کنم
آن همه تزویر چرا می کنم
رهبر فرزانه

در حافظ ایران زمین مردانه ایم
مایاور این رهبر فرزانه ایم
با بیرق مولایمان تا پای جان
اندر صف پیکار با بیگانه ایم
نوحه و مرثیه
|
|
امام حسين |
كريمي |
||
|
|
حضرت رقيه |
كريمي |
||
|
|
حضرت علي اصغر |
كريمي |
||
|
|
حضرت حر 1 |
محمد طاهري |
||
|
|
حضرت حر 2 |
محمد طاهري |
||
|
|
حضرت علي اصغر |
محمد طاهري |
||
|
|
حضرت علي اكبر |
محمد طاهري |
||
|
|
حضرت قاسم |
محمد طاهري |
||
|
|
روضه علي اصغر |
محمد طاهري |
||
|
|
طفلان زينب |
محمد طاهري |
||
|
|
ورود به كربلا |
محمد طاهري |
||
|
|
حضرت رقيه |
بني فاطمه |
||
|
|
حضرت علي اصغر |
بني فاطمه |
||
|
|
حضرت قاسم |
حداديان |
||
|
|
حضرت علي اكبر |
حداديان |
||
|
|
حضرت علي اصغر |
حداديان |
||
|
|
طفلان زينب |
حداديان |
||
|
|
حضرت رقيه |
خلج |
||
|
|
حضرت علي اصغر |
خلج |
||
|
|
حضرت علي اكبر |
خلج |
||
|
|
ورود به كربلا |
خلج |
||
|
|
حضرت علي اصغر |
سيب سرخي |
||
|
|
حضرت قاسم |
سيب سرخي |
||
|
|
ورود به كربلا |
سيب سرخي |
||
|
|
امام حسين |
ميردامادي |
||
|
|
حضرت عبدالله |
ميردامادي |
||
|
|
حضرت علي اصغر 1 |
ميردامادي |
||
|
|
حضرت علي اصغر 2 |
ميردامادي |
||
|
|
حضرت قاسم 1 |
ميردامادي |
||
|
|
حضرت قاسم 2 |
ميردامادي |
||
|
|
طفلان زينب |
ميردامادي |
||
|
|
ورود به كربلا |
ميردامادي |
||
|
|
حضرت علي اصغر |
فيضي |
||
|
|
ورود به كربلا |
ارضي |
متن زیارت عاشورا
بسم الله الرحمن الرحیم
***
درس وفا
رسم فتوت زساقی طفلان گیر عشق حسین را زعلمداربیاموز
فرج بنما که صحرای جنون است
خداوندا به حق هشت وچارت
به آن اسرارپر رمز ونظارت
به خاتم بر رسولان کرامت
به آن اثنا عشر نور امامت
به یاسین وبه حامیم وبه فرقان
به الرحمان به توحید وبه دخان
به ابراهیم ولقمان وبه انسان
به آن اسراء وماعون وبه عمران
به مزمل به تحریم وبه فاطر
به مدثر به تکویروبه غافر
به وطارق به ولیل وبه ولفجر
به آن احقاف واحزاب وبه ولعصر
به آن اعراف وانفال وبه اعلی
به این اخلاص وزلزال وبه شوری
به زاریات والرعد وبه النمل
به عادیات والنجم وبه النحل
به مخلوقات واعجاز وکرامت
به تک تک حرف آیات وکلامت
به مسجود ملک های مقرب
به چرخشهای گردون بس مرتب
به اسرار فلک های شناور
به نامت مهربان حی داور
به اعجازی که عیسی زنده می کرد
به آن چوبی که دریا را چو بر کرد
به آن شخصی که با قرآن قرین است
یقین دانم امیر المومنین است
به مولایم علی جان محمد
فرج بنما به قرآن محمد
فرج بنما که ظلمت در فزون شد
فرج بنما که دنیا واژگون شد
فرج بنما که صحرای جنون است
دل یاران مهدی غرق خون است
فرج بنما که مولا غصه داراست
همین دانم که مهدی غمگسار است
شهیدان جملگی در انتظارند
لثارات الحسین سربدارند
به خون خواهی آن یاردلارآ
بگیرند انتقام کربلا را
قسم دارد جلالی به جلالت
به آن اسماء ذاتی و جمالت
بکن قسمت که باشد در چنین روز
بچرخد دور آن شمع دلفروز
بکن قسمت که باشد در رکابش
بجنگد تا که گردد هم فدایش
بکن قسمت که بیند آن رشادت
بده توفیق این ره تا شهادت